سلام به آن که می داند از غمش سالها چقدر عذاب کشیدممی داند که بدون وجود انور و مهربانش هر لحظه زندگیم سخت تر از قبل شد
می داند و می خوانداو تنها کسی است که مایه انبساط زمین و زمان استو غریب است و یار غریباندلتنگ هستیم و او از دلمان خبر داردمی داند که به غیر از ایشان انتخاب ما نبوده استو سالیان است چشم به راه و منتظر ایشان هستیمهمان طور که در محفل اشک امام رضا علیه السلام به ما نشان دادندو می داند که محروم ازحق خود هستیمو حقمان را به زور و اجحاف از ما گرفته اندو به ما ظلم های فراوان کرده اندمی دا
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
همه هست آرزویم که ببینم از تو روییچه زیان تو را که من هم برسم به آرزوییبه کسی جمال خود را ننمودهای و بینمهمه جا به هر زبانی، بوَد از تو گفتگویی
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلمتو ببُر سر از تن من ببَر از میانه گوییبه ره تو بس که نالم، ز غم تو بس که مویمشدهام ز ناله، نالی، شدهام ز مویه، موییهمه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار، چنگیمن از آن خوشم که چنگی بزنم به تار موییچه شود که راه یابد سوی آب، تشنه کامیچه شود که کام جوید ز لب تو، کامجوییشود این که از ترحم، دمی ای سحاب رحمتمن خشک لب هم آخر ز
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
سلام عزیزترین انگیزه نوشتنباز ماه رمضان شد و من در کنار حرم فرزند برومندتان
امام رئوف در بغضی غمگین در شبهای قدر و ایامشهادت شماهستم و مثل کسی که دوباره داغدار شده به سر می برمعلی جان مولای ذی الکونیندنیا پیش تو شرمنده است. دنیا پیش فرق شکافته تو سرشکسته و خوار و ذلیل استاقا جان سر و جانم به قدای توخاک بر سر دنیا بعد تودلم را مشکن تو گر رنج بکشی من دچار عذاب الیممو اگر تو گریه کنی من مرگ را از خدا می خواهمچه شود مولا باز بنده نوازی کنی باز سراغمان بیایی با آن نگاه مهربان بزرگوارت ای مظلوم ب
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
ببار باران بار باران بر این خشکیده قبرستانکه آدم سر نمی گیرد دگر از نقش عیاراننه لاله می دمد از خاک نه عطر خوش به گل ماندهنه شیرینی نه فرهادی خری در گل فروماندهزمانه همچنان گرد است بدور خود که می پیچدبه اول می رسد آخر و هی تکرار می گیرد آمان از دست این آدم چنان سر در خم عشرت
نمی گیرد از این تکرار سر یک سوزنی عبرتنمانده در کسی همت نه دیگر در کسی غیرتهمه دنبال خود هستند در این دنیای بی عزت ببار باران ببار باران بر این تاریکی و ظلمتمگر تو رحم فرمایی بشویی سایه وحشتز کشتار همه مردم ز پیر و کودک و
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
ای رئوف مهربان سلطان طوس مولای مابر درت عرض ادب با صد سلام و صد دعاآمدم آقا به پابوست شه والاگوهرجان من قربان تو ای مهربان تر از پدر
تو رضایی از رضا جز از رضا و لطف اومن ندیدم و نبینم ای بهشتی خلق و خو ای سریر ارتضا سلطان علی موسی الرضاای عزیز فاطمه بدرالدجا شمس الضحی مهر ولاصف به صف جمله ملایک بر درت استاده اند عرشیان از فرشیان نور خدا را خوانده اندخاک عنبر بوی تو ریحان باغ احمد استوارث علم علی شاهی به ملک و مسند استبوی جنت می وزد از آن سرا و صحن تو از عطوفت هر چه هست یکسر شده در رهن توای شعاع
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
سلام مولای غریبمانمولای تنهای طرید آواره مظلوممانمی دانم این روزها دلت خونین تر از همیشه هستمی دانم چشمانت بارانی تر از همه وقتی هستبمیرم برای تنهایی و مظلومیتتبمیرم برای دل پر دردتبمیرم برای دل به خون نشسته اتمن شرمنده هستم مولا ببخش ما راببخش که بدیمببخش که پر گناه شدیمپناه می بریم به خدا که شاید مغضوب علیه باشیمدر شهری که مسجدها را می سوزانندقرآن ها را به آتش می کشندو ما نمی توانیم کاری کنیمدر شهری که با گستاخیی وجسارت به خاندان و پدران کریمت ناسزا می گویند و ما مثل مجسمه ایم و لب مان دوخته
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
در غدیر خم که نام برکه ایستداد احمد را خدا فرمان ایستهمرهان را خواند احمد با شعفرفتگان باز آمدند از هر طرفاز جهاز اشتران کاروانمنبری برساختندش در میانگرد آن پیغمبر والا تباراجتماعی شد فزون از صد هزارابتدا احمد به منبر پا نهادپس علی را در کنارش جای داددست او بگرفت و او را کرد بلندبر سر دستش نبی ارجمندگفت: من هر که را هستم ولیهست بعد از من ولیش این علیپیروی از جانشین من کنیدقلب خویش از نور او روشن کنیدگفت: یا رب دوستانش دوست داردشمنانش را همی دشمن شماربار الاها یار او را یار باشهر که خواهد خاریش گو خار باشچون به پایان گفته احمد رسیداین خطاب از جانب ایزد رسیددینتان کامل شد و نعمت تمامشد خدا راضی از این دین و امامعید اهل آسمان جشن زمینی هاست امشبذکر کل آفرینش یا علی مولاست امشب
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
#امیرالمومنین #مظلوم #مادام_ژان_دیولافوا (Jane Dieulafoy) همسر مارسل اوگوست دیولافوا ، #مهندس راه و ساختمان و #باستانشناس فرانسوی بوداو به همراه همسرش از سوی دولت #فرانسه برای انجام کاوشهای باستانشناسی سه بار به #ایران سفر کردند. او مطالعات و مشاهدات اجتماعی و یافتههای باستانشناسی همسرش را جمعآوری کرد و در دو کتاب منتشر کرد. کتاب اول با نام "مسافرت دیولافوا در ایران و شوش و کلده" است. این کتاب یکی از منابع مفید برای تحقیق در تاریخ و اوضاع دوره #قاجاریه بهشمار میرود. کتاب دوم مشتمل بر یادداشتهای سفر دوم و سوم آنهاست. او در ۲۰ اکتبر ۱۸۸۶ به دریافت مدال لژیون دونور، بالاترین نشان افتخار در فرانسه نائل آمد. در سفرنامه اول، ستایشی از #امیرالمومنین علیه السلام به عمل آمده که از یک فرد غیرمسلمان، جای تامل دارد. او در ارتباط با حوادثی که برای فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام در کربلا رخ داده است، از آن حضرت نام برده، که حاکی از شناخت عمیق وی از تاریخ #سیاسی #اسلام و شخصیت امیرالمومنین علی علیه السلام و سیره ایشان است. ترجمه این گفتهها را با هم بخوانیم؛ پس از وفات علی علیه السلام فرزندانش حسن و حسین از آتش #قیام انتقام خلفای جور (که در زمان وی از سریر قدرت به زیر آمده بودند) در امان نماندند؛ در #مدینه و #کربلا شهید شدند و نهال #تشیع ازخون آنان قوت گرفت. مبارزه فرزندان #علی با خلفای #اموی مایه نمایش های #مذهبی گردید که در قرن 19 رواج وسیع یافت. از آن تاریخ به بعد است که بین #شیعه و #سنی گسیختگی ایجاد شد. شیفتگی شیعه نسبت به علی به صورت #سنتی استوار درآمده است.... چچه کسی را می توان یافت که عالم تر از علی و بیش از او مشتاق صلح و آرامش باشد؟ چه خاندانی را پاک تر از خاندان علی م
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
عید است و جهان روضهی رضوان حسین استاز عرش الی فرش، گلستان حسین استبا گریهی شوق نبی و حیدر و زهراچشم همگان بر لب خندان حسین استتنها نه به سویش شده فطرس متوسّلخلق دو جهان، دست به دامان حسین استای خیل ملک! حرمت او پاس بداریدکاین طایرِ پرسوخته، مهمان حسین استمیلاد حسین آمده سر تا به قدم گوشزیرا که خداوند ثناخوان حسین استفطرس! طلب عفو کن از یوسف زهراالعفو بگو، عفو به فرمان حسین استگمراه نگردید! که مصباح هدایتتا روز جزا حُسنِ فروزان حسین استآدم نه فقط بر در او بُرد توسّلعالَم به سر سفرهی احسان حسین استآزادگی و غیرت و ایثار و شجاعتاین چار، الفبای دبستان حسین استبا خون شهیدان بنویسید و بخوانیداین بیت که سرلوحهی دیوان حسین استسردادن و مهلت به ستمکار ندادنخط و هدف و مکتب و ایمان حسین استگر تشنه لبِ آب بقایید، بیاییدسرچشمهی آن در لبِ عطشان حسین استشیعهست که تا دامنهی صبح قیامتبا آتش دل شمع شبستان حسین استای شیعه مکن بر دگران باز درِ دلاین خانهی آتشزده از آنِ حسین استخونی که از آن یافت جهان رنگ خداییوالله قسم خون جوانان حسین است::تا صبح قیامت به سر نیزه عیان استهفتاد و دو آیه که ز قرآن حسین استبر گوهر اشکش نتوان یافت بهاییآن دیده که میگرید و گریان حسین استدر معرکهی عشق نگه کن که ببینیسرها همه چون گوی به چوگانِ حسین استاعجاز مسیحا کند از زخم تن خودهر کشته که افتاده به میدانِ حسین استحق است اگر ناز فروشیم به فردوسزیرا دل ما روضهی رضوان حسین استالسلام علیک یا اباعبدالله ...صلی الله علیک یا ابا عبداللهاقا جان تولدت مبارک . ما هم از هر جهنمی آزاد بفرما...آقا جان چقدر زیبایی دل ما با اومدن اسمت هم مشک پر آب میشود
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
لطف حسین ما را تنها نمی گذارد گر خلق وا گذارد ، او وا نمی گذارد.او کشتی نجات و کشتی شکسته ماییم مولا به کام غرقاب ما را نمی گذارد.هل من معین او را باید جواب دادن شیعه امام خود را تنها نمی گذارد.زهرا به دوستانش قول بهشت داده است بر روی گفته ی خویش او پا نمی گذارد.ما و فسرده حالی مولا نمی پسندد مسکین و دست خالی مولا نمی گذارد.از بس گناهکاریم ما مستحق ناریم باید که سوخت ما را ؛ زهرا نمی گذارد..استاد سید رضا مؤید
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی

کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا،
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی