خرید بک لینک
سلام به آن که می داند از غمش سالها چقدر عذاب کشیدممی داند که بدون وجود انور و مهربانش هر لحظه زندگیم سخت تر از قبل شد می داند و می خوانداو تنها کسی است که مایه انبساط زمین و زمان استو غریب است و یار غریباندلتنگ هستیم و او از دلمان خبر داردمی داند که به غیر از ایشان انتخاب ما نبوده استو سالیان است چشم به راه و منتظر ایشان هستیمهمان طور که در محفل اشک امام رضا علیه السلام به ما نشان دادندو می داند که محروم ازحق خود هستیمو حقمان را به زور و اجحاف از ما گرفته اندو به ما ظلم های فراوان کرده اندمی داادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: جمعه 10 مهر 1405 ساعت: 12:40

همه هست آرزویم که ببینم از تو روییچه زیان تو را که من هم برسم به آرزوییبه کسی جمال خود را ننموده‌ای و بینمهمه جا به هر زبانی، بوَد از تو گفتگویی غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلمتو ببُر سر از تن من ببَر از میانه گوییبه ره تو بس که نالم، ز غم تو بس که مویمشده‌ام ز ناله، نالی، شده‌ام ز مویه، موییهمه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار، چنگیمن از آن خوشم که چنگی بزنم به تار موییچه شود که راه یابد سوی آب، تشنه کامیچه شود که کام جوید ز لب تو، کامجوییشود این که از ترحم، دمی ای سحاب رحمتمن خشک لب هم آخر زادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: جمعه 10 مهر 1405 ساعت: 12:40

سلام عزیزترین انگیزه نوشتنباز ماه رمضان شد و من در کنار حرم فرزند برومندتان امام رئوف در بغضی غمگین در شبهای قدر و ایام‌شهادت شماهستم و مثل کسی که دوباره داغدار شده به سر می برمعلی جان مولای ذی الکونیندنیا پیش تو شرمنده است. دنیا پیش فرق شکافته تو سرشکسته و خوار و ذلیل استاقا جان سر و جانم به قدای توخاک بر سر دنیا بعد تودلم را مشکن‌‌ تو گر رنج بکشی من دچار عذاب الیممو اگر تو گریه کنی من مرگ‌ را از خدا می خواهمچه شود مولا باز بنده نوازی کنی باز سراغمان بیایی با آن نگاه مهربان بزرگوارت ای مظلوم بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:00

ببار باران بار باران بر این خشکیده قبرستانکه آدم سر نمی گیرد دگر از نقش عیاراننه لاله می دمد از خاک نه عطر خوش به گل ماندهنه شیرینی نه فرهادی خری در گل فروماندهزمانه همچنان گرد است بدور خود که می پیچدبه اول می رسد آخر و هی تکرار می گیرد آمان از دست این آدم چنان سر در خم ‌عشرت نمی گیرد از این تکرار سر یک سوزنی عبرتنمانده در کسی همت نه دیگر در کسی غیرتهمه دنبال خود هستند در این دنیای بی عزت ببار باران ببار باران بر این تاریکی و ظلمتمگر تو رحم فرمایی بشویی سایه وحشتز کشتار همه مردم ز پیر و کودک وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:00

ای رئوف مهربان سلطان طوس مولای مابر درت عرض ادب با صد سلام و صد دعاآمدم آقا به پابوست شه والاگوهرجان من قربان تو ای مهربان تر از پدر تو رضایی از رضا جز از رضا و لطف اومن ندیدم و نبینم ای بهشتی خلق و خو ای سریر ارتضا سلطان علی موسی الرضاای عزیز فاطمه بدرالدجا شمس الضحی مهر ولاصف به صف جمله ملایک بر درت استاده اند عرشیان از فرشیان نور خدا را خوانده اندخاک عنبر بوی تو ریحان باغ احمد استوارث علم علی شاهی به ملک و مسند استبوی جنت می وزد از آن سرا و صحن تو از عطوفت هر چه هست یکسر شده در رهن توای شعاعادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:00

سلام مولای غریبمانمولای تنهای طرید آواره مظلوممانمی دانم این روزها دلت خونین تر از همیشه هستمی دانم چشمانت بارانی تر از همه وقتی هستبمیرم برای تنهایی و مظلومیتتبمیرم برای دل پر دردتبمیرم برای دل به خون نشسته اتمن شرمنده هستم مولا ببخش ما راببخش که بدیمببخش که پر گناه شدیمپناه می بریم به خدا که شاید مغضوب علیه باشیمدر شهری که مسجدها را می سوزانندقرآن ها را به آتش می کشندو ما نمی توانیم کاری کنیمدر شهری که با گستاخیی وجسارت به خاندان و پدران کریمت ناسزا می گویند و ما مثل مجسمه ایم و لب مان دوخته ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 20:00

در غدیر خم که نام برکه ایستداد احمد را خدا فرمان ایستهمرهان را خواند احمد با شعفرفتگان باز آمدند از هر طرفاز جهاز اشتران کاروانمنبری برساختندش در میانگرد آن پیغمبر والا تباراجتماعی شد فزون از صد هزارابتدا احمد به منبر پا نهادپس علی را در کنارش جای داددست او بگرفت و او را کرد بلندبر سر دستش نبی ارجمندگفت: من هر که را هستم ولیهست بعد از من ولیش این علیپیروی از جانشین من کنیدقلب خویش از نور او روشن کنیدگفت: یا رب دوستانش دوست داردشمنانش را همی دشمن شماربار الاها یار او را یار باشهر که خواهد خاریش گو خار باشچون به پایان گفته احمد رسیداین خطاب از جانب ایزد رسیددینتان کامل شد و نعمت تمامشد خدا راضی از این دین و امامعید اهل آسمان جشن زمینی هاست امشبذکر کل آفرینش یا علی مولاست امشب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 19:07

آقا ابراهیم بخواب دیگرنیازی به تکاپویت نیست خستگیت بس استبخواب مرد بخواب مرد مردان نادره دورانبخواب که در این دوران کمیابی بار دیگر تصویر مردانگی را شبیه به مولا و جدت علی ع قلم زدیچقدر توهین و بی احترامی به جانت ریختند و از تلاش و خدمت باز نایستادیامشب سر سفره جد خودت هستی امشب مهمان حضرت رضا ع هستیاقا ابراهیم مرا ببخش تو مرا نمی شناسی من هم درست نمی شناختمتتا زمانیکه در خواب دیدم و گفتند مرد جلیل قدری از دنیا رفته و حضرت رضا ع برای او گریه می کند از گریه حضرت رضا ع علیه و ابائه الاف ااتحیه جمعی با سوز اشک می ریختنداز وسط بیابان می گذشتند استرجاع کنان و گریه کنان تابوت بر روی شانه ها حمل می کزدند و از وسط اب رد می شدندو بعد از دوماه فهمیدم تعبیر خوابم را فهمیدم که در شب ولادت حضرت رضا ع این سید مظلوم بزرگوار شریف به همراه تنی چند دیگر قربانی توطِئه ترور شد و ناجوانمردانه به شهادت رسیدو الان می فهمم گریه حضرت رضا در دل ایرانی بود یک ایران برایش داغدار شد .ایران نه بسیاری از مردم شریف در اقضا نقاط جهانمن از گفتن واقعیت هراس ندارم چنانچه می دانم قضاوت با آیندگان است و آیندگانی که حق را از باطل تشخیص می دهند و عواطف انسانی شان بر پیشداوری های عجولانه و نابخردانه غلبه خواهد کردچنانچه امیر کبیر هم در زمان ناضرالدین شاه خدمت می کرد و مردم او را آماج فحش و افترا کردند بدانیم که هر کسی در هر دستگاهی گار می کند دلیل مطلق سیاه یا سفید بودنش نیست در دنیا هر که خوب است و برای مردم خدمتی می کند آماج تهمت و توهین و افتراست هرگز این جهان خوب ها را از بدها ممیز نکرده و زمانی دنیا نور شناخت و معرفت را به قلب جهانیان می پاشد که آن فرد یا افراد اسمانی شده اندخدایا بحق این شب جمعه شب مخصوص ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: چهارشنبه 9 خرداد 1403 ساعت: 15:00

#امیرالمومنین #مظلوم #مادام_ژان_دیولافوا (Jane Dieulafoy) همسر مارسل اوگوست دیولافوا ، #مهندس راه و ساختمان و #باستانشناس فرانسوی بوداو به همراه همسرش از سوی دولت #فرانسه برای انجام کاوشهای باستانشناسی سه بار به #ایران سفر کردند. او مطالعات و مشاهدات اجتماعی و یافتههای باستانشناسی همسرش را جمعآوری کرد و در دو کتاب منتشر کرد. کتاب اول با نام "مسافرت دیولافوا در ایران و شوش و کلده" است. این کتاب یکی از منابع مفید برای تحقیق در تاریخ و اوضاع دوره #قاجاریه بهشمار میرود. کتاب دوم مشتمل بر یادداشتهای سفر دوم و سوم آنهاست. او در ۲۰ اکتبر ۱۸۸۶ به دریافت مدال لژیون دونور، بالاترین نشان افتخار در فرانسه نائل آمد. در سفرنامه اول، ستایشی از #امیرالمومنین علیه السلام به عمل آمده که از یک فرد غیرمسلمان، جای تامل دارد. او در ارتباط با حوادثی که برای فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام در کربلا رخ داده است، از آن حضرت نام برده، که حاکی از شناخت عمیق وی از تاریخ #سیاسی #اسلام و شخصیت امیرالمومنین علی علیه السلام و سیره ایشان است. ترجمه این گفتهها را با هم بخوانیم؛ پس از وفات علی علیه السلام فرزندانش حسن و حسین از آتش #قیام انتقام خلفای جور (که در زمان وی از سریر قدرت به زیر آمده بودند) در امان نماندند؛ در #مدینه و #کربلا شهید شدند و نهال #تشیع ازخون آنان قوت گرفت. مبارزه فرزندان #علی با خلفای #اموی مایه نمایش های #مذهبی گردید که در قرن 19 رواج وسیع یافت. از آن تاریخ به بعد است که بین #شیعه و #سنی گسیختگی ایجاد شد. شیفتگی شیعه نسبت به علی به صورت #سنتی استوار درآمده است.... چچه کسی را می توان یافت که عالم تر از علی و بیش از او مشتاق صلح و آرامش باشد؟ چه خاندانی را پاک تر از خاندان علی مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 18:59

گاهی وقت ها خدا باید برای آدم بخواهدگاهی وقت ها باید از آسمان معجزه نازل شود تا دل من هم دل بشود و دل توگاهی وقت ها هر چه تلاش می کنی نتیچه نمی گیریو آن وقت باید ترمز کنی و آهسته و پیوسته راه برویو کوله بار سنگینت را بنداری دست خدا تا برایت حمل کندو تو را در زیر ابر رحمت خود بگیردبرای انسان بودن نیاز نیست مرتب ذکر بگویی و عبادت کنیهمین که دلی را شاد کنی و در قلبت عاشق خدا و کائناتش باشی کافی استیعنی چنان با مردم منصف باشی که انتظار داری با خودت این طور باشندچنین می شود که به اکسیر حیات می رسیاولیاء خاص خدا همیشه زجر کشیدند و صبر و تحمل کردند تا دیگران در پرتگاه سقوط قرار نگیرندتا دیگران در آسایش باشندتا خداوند مردمی را بخاطر جانفدایی های آنان زیر ابر رحمت خود بگیردمثل امام حسینم ع که امشب تولد فرخنده اش استو من نمی دانم برای به دنیا آمدنش بخندم و شادی کنم یا گریه کنمهمیشه می گویم یا رسول الله ص فدایت شوم که بخاطر امت تحمل کردی و حتی از جان عزیزترین عزیزان خود گذشتییا امیرالمومنین فدایت شوم که بخاطر نجات امت تحمل کردی و نفرین نکردی هرچند خاری در چشمت بود و استخوانی در گلویا امام مجتبی یا کریم اهل بیت فدایت شوم که بخاطر خدا و جدت و دینش تحمل کردی سیلی خوردن مادرت در کوچه و نامردی مردمان با تو و حتی خیانت همسرت رایا ابا عبدلله فدایت شوم که تحمل کردی بخاطر امت جدت و دین خدا تمام بدنت را عزیزانت را فرزندان و یارانت را به دم تیغ دادی و قطعه قطعه کردند آن مردم ملعون و اسیر شدن زنان و کودکانت را نیز و شهر به شهر گردانیدنشان و ....را همه و همه تحمل کردییا اولیائ الله فدایتان شوم که تحمل کردید این همه اذیت و آزار یهودیان و ظالمان و سرکشان را و تن به زندان و شکنجه و غریت و آوارگی از شهرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 13:53

عید است و جهان روضهی رضوان حسین استاز عرش الی فرش، گلستان حسین استبا گریهی شوق نبی و حیدر و زهراچشم همگان بر لب خندان حسین استتنها نه به سویش شده فطرس متوسّلخلق دو جهان، دست به دامان حسین استای خیل ملک! حرمت او پاس بداریدکاین طایرِ پرسوخته، مهمان حسین استمیلاد حسین آمده سر تا به قدم گوشزیرا که خداوند ثناخوان حسین استفطرس! طلب عفو کن از یوسف زهراالعفو بگو، عفو به فرمان حسین استگمراه نگردید! که مصباح هدایتتا روز جزا حُسنِ فروزان حسین استآدم نه فقط بر در او بُرد توسّلعالَم به سر سفرهی احسان حسین استآزادگی و غیرت و ایثار و شجاعتاین چار، الفبای دبستان حسین استبا خون شهیدان بنویسید و بخوانیداین بیت که سرلوحهی دیوان حسین استسردادن و مهلت به ستمکار ندادنخط و هدف و مکتب و ایمان حسین استگر تشنه لبِ آب بقایید، بیاییدسرچشمهی آن در لبِ عطشان حسین استشیعهست که تا دامنهی صبح قیامتبا آتش دل شمع شبستان حسین استای شیعه مکن بر دگران باز درِ دلاین خانهی آتشزده از آنِ حسین استخونی که از آن یافت جهان رنگ خداییوالله قسم خون جوانان حسین است::تا صبح قیامت به سر نیزه عیان استهفتاد و دو آیه که ز قرآن حسین استبر گوهر اشکش نتوان یافت بهاییآن دیده که میگرید و گریان حسین استدر معرکهی عشق نگه کن که ببینیسرها همه چون گوی به چوگانِ حسین استاعجاز مسیحا کند از زخم تن خودهر کشته که افتاده به میدانِ حسین استحق است اگر ناز فروشیم به فردوسزیرا دل ما روضهی رضوان حسین استالسلام علیک یا اباعبدالله ...صلی الله علیک یا ابا عبداللهاقا جان تولدت مبارک . ما هم از هر جهنمی آزاد بفرما...آقا جان چقدر زیبایی دل ما با اومدن اسمت هم مشک پر آب میشود ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 13:53

سلام بر شما ای رسول گرانقدر خدادرود و تهنیت وافر خدا بر شما و خاندان گرانقدرتانای شاهد هر زمانای بشیر و ای نذیرای نقطه فخر خلقتای اصل و اساس کارگاه هستی انوار شما و خاندانتای دارنده علم ماکان و ما یکون و شاهد برهمه زمانها و همه امت هاروزگار ما را پس از رفتن خود می بینیروزگار دولت برد ستم را که سیطره فرماندهی خود را چه بر زمین گستردهروزگار تلخ ما را می بینی که بدون حضور پر خیر و برکتتآسمان تنگ شد و زمین دریغ کردو نزول وحی قطع و شیطان چه گونه یورش بردو شرارت مستولی شدروزگار سیاه و شام تار ما را می نگری؟زخم های نهان و دل های شکسته و پردرد و بی مجال آه را می بینی آقا جانم؟؟؟دیگر به چه امیدی زنده بمانیم؟زمین از حضور فرزندانت خالی شدهو تنها یک سوار نور از باقیمانده سلاله منتجبت مانده که در پرده غیبت به سر می برددل ما شکسته از این همه بار غبن و اندوهکاش بدون حضور انورت و خاندان محترمت وجودی نمی یافتیم روی حیاتمی بینی چقدر غریب شده ایم ؟؟چه قدر وامانده و پر بغض و حسرت؟چقدر پر شکایت و پر گله ایم و چقد نفرین مردم بر هم و نفرین آفلاکیان نیز بر زمینیان زیاد شدهبخدا یوم الحسرت امروز است رستاخیر و جهنم این جاست زمانی که جانها به گلو رسد درج در این تاریخ استتا قیامت نمیدانم چقدر راه مانده ما نمرده مرده ایم و دفن شده ایمفدایت شوم ای رسول اللهبرخیز و دستت را به سوی امت بیچاره ات دراز کنپدرانه دستی بر سر امت یتیم و غریبت بکشودل ما را به گوشه ای از نسیم رحمتت بنواز ای رحمت اللعالمینهمانطور که بارها نواختی که از تو بهتر و رحیم تل وجود نخواهد داشتبا اندوه امت از غصه آب می شدی ای عزیز دل و محبوب قلبها آقا جان ببا منتی بر ما یگذار و برای آمدن فرزندت دعا کنشما نوید روزهای خوب را به ما دادید شما همیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 13:53

لطف حسین ما را تنها نمی گذارد گر خلق وا گذارد ، او وا نمی گذارد.او کشتی نجات و کشتی شکسته ماییم مولا به کام غرقاب ما را نمی گذارد.هل من معین او را باید جواب دادن شیعه امام خود را تنها نمی گذارد.زهرا به دوستانش قول بهشت داده است بر روی گفته ی خویش او پا نمی گذارد.ما و فسرده حالی مولا نمی پسندد مسکین و دست خالی مولا نمی گذارد.از بس گناهکاریم ما مستحق ناریم باید که سوخت ما را ؛ زهرا نمی گذارد..استاد سید رضا مؤید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 18:14

کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا،
چه می دانی تو از امروز، چه می دانم من از فردا،
همین یک لحظه را دریاب،محبت کن
که فردا می رویم و می شویم تنهای تنها
سلام
من باران هست، مهندس ارشد  شبکه و فناوری اطلاعات  
وعاشق شعرو موسیقی و نقاشی و
البته طبیعت
من این وب لاگ را تقدیم می کنم به امام راستین و حق و حقیقت
مولا علی(ع) به امید گوشه چشمی

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 16:07

باز دلم در حوض یخی اش غرق شد ....یک یخ قطور از برف های های افتاب نتابیده تشکیل شدخیلی درد دارد وقتی مجبور باشی چیزهایی که می بینی در خودت بریزی ظلم ها بی عدالتی ها و ناجوانمردیهایی که گفتنی نیستو دم بر نیاوری شاید غرورت ترک بردارداقتاب دیگر به من نتاب این باز بگذار کاملا قلبم منجمد شود و در زمستان بی آمدن حصرت دوست بمیرم چون این شهر ، شهر ارواح شده و من از هیچ چیزی گرما نمی یابم برای گرم شدن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مینا رفیعی تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 12:48

صفحه بندی